بعد از بوسیدن دوست سرماخورده و سرماخوردگی و دو سه روز خواب توی خونه بالاخره امروز عصر برگشتم خوابگاه واسه کلاسای چارشنبه و غروبش دوباره برمیگردم خونه واسه کارای شخصی و باز جمعه میام خوابگاه! :| الانم صدای قشنگم داااااغون شده :((

مشکلات آب خوابگاه هم که آخر ترم پیش قرار بود حل بشه دوباره هست و باز اعتراض و بعضی وقتام همین که میریم پایین دعوا وصل میشه! -_- خلاصه اینکه اقدامات جدی تری در دست اقدام است! 

الان ساعت داره 4 بامداد میشه و من با چشمای خوابالو و سوزش ته حلق و بینی دارم تایپ میکنم و نم دیگه چی بنویسم!!

حامد ابراهیم پور رو اگر نمیشناسید به شدت پیشنهاد میکنم بشناسید و شعر هاش رو بخونید. شاعر به شدت فوق العاده ای هست و من به شدت عاشقشم. چند وقت پیش خواهرش رو از دست داد و الان هر پستی اینستا ازش میبینم غرق اندوه میشم..

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۸/۰۵ساعت توسط فاطمه |